خرید بک لینک
بینشان مینویسم خویش را، درگیر باور نیستمبیکتابم؛ بیقلم، بیخط و دفتر نیستم بینشان، بیادّعا، بیخواستن، بیمعجزهبیهیاهو؛ عین کفّارم، پیمبر نیستم جَبر یا هر چیز دیگر؛ عشق، ایمان یا خیالبهترین یا بدترین یا خیر یا شر نیستم کولهبارم خالی از رهتوشه اما میرومبینیازم؛ من که از دنیای دیگر نیستم میروم دنبال بودن، میروم دنبال خویشبیگمان در هیچ کس دنبال گوهر نیستم ماهیام در قلب اقیانوس ناآرام خویشمیروم آرام، در افسون شناور نیستم شنبه نهم مرداد ۱۴۰۰ |  

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 13 بهمن 1400 ساعت: 20:36

من از تبار پرستو، تو از تبار بهارهمیشه عاشق هم بودهایم در دو مدارمن از سفر به غروبم تو در سفر به طلوعدو رهگذر، دو مسافر، نشسته در دو قطار دو همنفس، دو « پر از خواستن » دو مشکل همدو حسّ سرخ و نجیبانه در مقابل همتو از شکفتن و باران، من از وزیدن و برگدو روح در تن یک گـُل، دو ریشه در دل هم دو ساقه در دل باران، دو برگ در دل باددو عاشقانهی مزمن دو همزبانی حادشبیه صلح و نبردیم، مثل روز و شبیمشبیه دشمن خونی، شبیه عشق زیاد دو جنگجوی فروتن، دو دوستی، دو نبرددو سرزمین خیالی، دو بازماندهی درددو شهر دور و پر از مردمان شعبده بازدو قصه از شب یلدا، دو عاشقانهی سرد تو عاشقانهترینی و در خیال منیهمیشه هستی و زیبای ایدهآل منیچه داستان عجیبی! نمیرسیم به همهمیشه دوری و اندوه بیمثال منی

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 13 بهمن 1400 ساعت: 20:36

صبح یلدا یاد لبخند و        نگاه و                چشم زیبایت                        بخیریاد آن دیوانگیها ...         صبح یلدایت بخیر! چهارشنبه یکم دی ۱۴۰۰ |  

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 13 بهمن 1400 ساعت: 20:36

صفحه بندی